به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    حدیقة الحقیقه سنایی غزنوی

    پیشگفتار

    ابوالمجد مجدود بن آدم ، سنایی غزنوی ، اگر از شعرای بزرگ نباشد ، بدون شک ، از شعرای صاحب سبک زبان پارسی است و لقب حکیم ، به قول خود او ، برازنده ی اوست :


    خاک غزنی چو من نزاد حکیم

    آتشی باد خوار آب ندیم

    از همه شاعران به اصل و به فرع

    من حکیمم ، به قول صاحب شرع


    البته همه ی شاعران عارف وغیر عارف ، او را به بزرگی و پیشوایی ستوده اند .

    تاریخ تولد او معلوم نیست ، عده ای 437 و گروهی 463 و بعضی 467 گفته اند که تاریخ اخیر صحیح تر به نظر می رسد.

    در تاریخ وفات او نیز اختلاف است . در پایان نسخه خطی حدیقة الحقیقه ، که در کابل تحریر شده ،

    تاریخ وفات 529 نوشته شده است ، اما مرحوم مدرس رضوی ، تاریخ درگذشت او را بعداز سال 535

    می ذاند ، ولی بالاتفاق سال عمر او را شصت و دو سال نوشته اند .

    دوران کودکی و نوجوانی را در غزنین ، در بین خانواده ای که اگر از بزرگان درباری نبوده اند ، اهل کرام بوده اند

    پدری دارم از نژاد کرام

    از بزرگی که هست آدم نام


    آثار سنایی


    1. دیوان قصاید و غزلیات و رباعیات و مقطعات ، که شامل حدود چهارده هزار بیت است . در این دیوان ،

    غزلیات او ، مخصوصا قلندریات او ، جای ویژه ای در ادبیات فارسی دارد.

    2. کتاب حدیقةالحقیقه ، که به نامهای الهی نامه و فخری نامه نیز مشهور است و در نوع خود از

    شاهکارهای مهم ادبیات فارسی است و اولین کتاب مثنوی عارفانه است ،

    که کسی پیش از آن بر این اسلوب کتابی ندوین نکرده است . حدیقه در حدود ده هزار بیت است

    که متاسفانه در هنگام مرگ سنایی ناتمام بوده و مدون نگشته و بعد ازاو کسانی که در صدد جمع آن

    برآمده اند ،دست رسی به ابیات کامل آن نیافته اند .

    هر یک به قدری که دست رسی به ابیات آن یافته فراهم و جمع کرده اند .

    3. سیر العباد الی المعاد : مثنویی عارفانه و رمزی است که نوعی سفر به عالم روحانی را می نمایاند

    و می توان آن را در ردیف کتابهایی چون ارداویراف نامه و کتاب الغفران ابو العلا معری و مقدمه ای بر کمدی الهی دانته دانست .

    4. کارنامه بلخ یا مطایبه نامه ، منظومه ی کوتاهی در حدود 500 بیت در بحر خفیف که سنایی غزنوی آن

    را در بلخ سروده و به غزنه فرستاده است.

    5. تحریمة القلم : مثنوی کوتاهی است در بحر خفیف و حدود 100 بیت که درباره ی حرمت قلم و خطاب به آن پرداخته و مسایل عرفانی دقیقی را بازگو کرده است .

    6. مکاتیب سنایی : که مجموعه ای از جند نامه و مکتوبه است که سنایی به یاران خویش نوشته است.

    7. طریق التحقیق

    8. عقل نامه

    9. مثنویهای عشقنامه و سنایی آباد ، که این سه اثر فوق را به دلایل سبک شناسی ، نمی توان از

    سنایی دانست . به غیر از این مثنویها ، آثاری چون «غریب نامه » و « زاد السالکین » و «بهرام و بهروز »

    نیز به سنایی رقم خورده است که مرحوم مدرس رضوی و دکتر شفیعی کدکنی ، آنها را مردود دانسته اند.

  2. #2
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    در توحید باری تعالی





    ای درون پرور برون آرای

    وی خرد بخش بی خرد بخشای

    خالق و رازق زمین و زمان

    حافظ و ناصر مکین و مکان

    همه از صنع تو مکان و مکین

    همه در امر تو زمان و زمین

    آتش و آب و باد و خاک سکون

    همه در امر قدرتت ، بی چون

    عرش تا فرش جزو مبدع توست

    عقل با روح ، پیک مسرع توست

    در دهان هر زبان که گردان است

    از ثنای تو اندرو جان است

    برتر از وهم و عقل و حس و قیاس

    چیست جز خاطر خدای شناس ؟

    هر کجا عارفی است در همه فرش

    هست چون فرش ، زیر نعلش ، عرش

    هرزه داند روان بیننده

    آفرین جز به آفریننده

    آن که داند ز خاک ، تن کردن

    باد را دفتر سخن کردن

    همه از او و بازگشت بدو

    خیر و شر جمله سرگذشت بدو

    او ز ناچیز ، چیز کرد تو را

    خوار بودی ، عزیز کرد تو را

    هیچ دل را به کنه او ره نیست

    عقل و جان از کمالش آگه نیست

    دل عقل از جلال او خیره

    عقل جان با کمال او تیره

    نفس ، در موکبش ره آموزی است

    عقل در مکتبش نوآموزی است

    چیست عقل اندرین سپنج سرای

    جز مزوّر نویس خط خدای

    نیست از راه عقل و وهم و حواس

    جز خدای ، ایچ کس خدای شناس

    عزّ وصفش که روی بنماید

    عقل را جان و عقل برباید

    عقل کانجا رسید ، سر بنهد

    مرغ کانجا پرید ، پر بنهد

    هر چه را هست گفتی از بن و بار

    گفتی « او » را شریک ، هش می دار !

    چند از این عقل ترّهات انگیز ؟

    چند از این چرخ و طبع رنگ آمیز ؟

    عقل را خود ، به خود چو راه نمود

    پس به شایستگی و را بستود

    کاوّل آفریده ها عقل است

    برتر از برگزیده ها عقل است

    عشق را داد هم به عشق ، کمال

    عقل را کرد هم به عقل ، عقال

    عقل مانند ماست سر گردان

    در ره کنه او چو ما حیران

    عقل عقل است و جان جان است او

    آنکه زین برتر است ، آن است او

    با تقاضای عقل و نفس و حواس

    کی توان بود کردگار شناس ؟

    گر نه ایزد ورا نمودی راه

    از خدایی کجا شدی آگاه ؟

    پس چو مطلوب نبود اندر جای

    سوی او کی بود سفرت از پای

    سوی حق ، شاه راه نفس و نفس

    آینه دل ز دودن آمد و بس

    آینه ی دل ز رنگ کفر و نفاق

    نشود روشن از خلاف و شقاق

    صیقل آینه یقین شماست

    چیست محض صفاء ؟ دین شماست

    پیش آن کش به دل شکنی نبود

    صورت و آینه ، یکی نبود

    گر چه در آینه به شکل بوی

    آنکه در آینه بود نه توی

    دگری تو ، چو آینه دگرست

    آینه از صورت تو بی خبرست

    « هر که اندر حجاب جاویدست

    مثل او چو بوم و خورشیدست

    گر ز خورشید ، بوم ، بی نیروست

    از پی ضعف خود ، نه از پی اوست

    نور خورشید در جهان فاش است

    آفت از ضعف چشم خفّاش است »

    گرت باید که بر دهد دیدار

    آینه کژ مدار و روشن دار

    کافتابی که نیست نور دریغ

    آبگینت نماید اندر میغ

    یوسفی از فرشته نیکوتر

    دیو رویی نماید از خنجر

    حق ز باطل معاینه نکند

    خنجرت کار آینه نکند

    صورت خود در آینه ی دل خویش

    به توان دید ، از آن که در گل خویش

    بگسل آن سلسله که پیوستی

    که ز گل دور چون شدی ، رستی

    زان که گل مظلم است و دل ، روشن

    گل تو گلخن است و دل ، گلشن

  3. #3
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    کوران و احوال فیل



    بود شهری بزرگ در حد غور

    و اندر آن شهر ، مردمان همه کور

    پادشاهی در آن مکان بگذشت

    لشکر آورد و خیمه زد بر دشت

    داشت پیلی بزرگ ، با هیبت

    از پی جاه و حشمت و صولت

    مردمان را ز بهر دیدن پیل

    آرزو خاست ، زان چنان تهویل

    چند کور از میان آن کوران

    بر پیل آمدند ، از آن عوران

    تا بدانند شکل و هیات پیل

    هر یکی تازیان در آن تعجیل

    آمدند و به دست می سودند

    زان که از چشم بی بصر بودند

    هر یکی را به لمس، بر عضوی

    اطلاع اوفتاد بر جزوی

    هر یکی صورت محالی بست

    دل و جان در پی خیالی بست

    چون بر اهل شهر ، باز شدند

    برشان دیگران فراز شدند

    صورت و شکل پیل ، پرسیدند

    و آنچه گفتند ، جمله بشنیدند

    آن که دستش به سوی گوش رسید

    دیگری حال پیل از او پرسید ،

    گفت : شکلی است سهمناک ، عظیم

    پهن و صعب و فراخ ، همچو گلیم

    وان که دستش رسید زی خرطوم

    گفت : گشته است مر مرا معلوم ،

    راست چون ناودان میانه تهی است

    سهمناک است و مایه ی تبهی است

    وان که را بد ز پیل ، ملموسش

    دست و پای سطبرر بوسش ،

    گفت: شکلش ، چنان که مضبوط است

    راست ، همچو عمود مخروط است

    هر یکی دیده جزوی از اجزا

    همگان را فتاده ظنّ خطا

    هیچ دل را ز کلی اگه نی

    علم ، یا هیچ کور همره نی

    جملگی را خیالهای محال

    کرده مانند غتفره به جوال

    از خدایی خلایق آگه نیست

    عقلا را درین سخن ره نیست

  4. #4
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    اندر درجات



    جانت را دوزخ آشیانه مکن

    خاطرت را محال خانه ، مکن

    گرد بیهوده ومحال، مگرد

    بر در خانه ی خیال ، مگرد

    از خیال محال ، دست بدار

    تا بدان بارگه بیابی بار

    کان سرای بقا ، برای تو است

    وین سرای فنا ، نه جای تو است

    در جهان ، زشت و نیکو و چپ و راست

    نا خلف زادگان آدم راست

    پایه ،بسیار سوی بام بلند

    تو به یک پایه چون شوی خرسند ؟

    پایه اول اندرو حلم است

    کاو به تحقیق ، خواجه ی علم است

    جمع کردی بر اولین پایه

    خرد و جان و صورت و مایه

    تو ، حقیقت بدان ، که در عالم

    از برای نتیجه آدم ،

    نیست از بهر آسمان ازل

    نردبان پایه ، به ز علم و عمل

    علم داری ، به حلم باش چو کوه

    مشو از نائبات دهر ، ستوه

    علم بی حلم ، شمع بی نور است

    هر دو با هم چو شهد و زنبور است

    شهد بی موم رمز احرار است

    موم بی شهد ، بابت نار است

    بر گذر زین سرای کون و فساد

    ببر از مبدا و برو به معاد

  5. #5
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    حکایت مرغ با گبر



    آن بنشنیده ای که بی نم ابر

    مرغ ، روزی بیافت از در گبر

    گبر را گفت ، پس مسلمانی

    زین هنر پیشه ای ، سخن دانی

    « کز تو این مکرمت بنپذیرند

    مرغکان گر چه دانه بر گیرند »

    گبر گفت : ار مرا بنگزیند

    آخر این رنج من همی بیند

    زان که او مکرم است و با احسان

    نکند بخل با کرم ، یکسان

    دست در باخت در رهش ، جعفر

    داد ایزد به جای دستش ، پر

    کار تو جز خدای نگشاید

    به خدای ار ز خلق هیچ آید!

    تا توانی ، جز او به یار مگیر

    خلق را هیچ در شمار مگیر

    خلق را هیچ تکیه گاه مساز

    جز به درگاه او پناه مساز

    کاین همه تکیه جایها ، هوس است

    تکیه گه ، رحمت خدای ، بس است

    اول از بهر عشق دلجویش

    سر ، قدم کن چو کلک و می جویش

  6. #6
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    تمثیل در بیداری



    نه بپرسید کاهلی ز علی ؟

    چون شنید از زبان دل کسلی

    که بگوی ، ای امیر جان افروز

    که شب تیره به بود ، یا روز ؟

    مرتضی گفت : بشنو ای سائل

    سوی ادبار خود مشو مائل

    عاشقان را درین ره جانسوز

    تبش راز ، به که تابش روز

    هر که دارد ره تبش در دل

    در نماند پیاده در منزل

    در جهانی که عشق گوید راز

    نه تو مانی ، نه نیز عقل تو باز

  7. #7
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    ساحری کرده ام درین معنی

    زان کجا عقل دادم این فتوی

    یک سخن زین و عالمی دانش

    همچو قران پارسی خوانش

    من چه گویم ؟ تو خود نکو دانی

    که نگردم خجل ، چو بر خوانی

    عدّتی می شناسم این را من

    پیش ایزد ، مهیمن ذاالمن

  8. #8
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    داستان باستان




    ابلهی ، دید اشتری به چرا

    گفت نقشت همه کژ است ، چرا؟

    گفت اشتر : که اندرین پیکار

    عیب نقّاش می کنی ، هشدار !

    در کژی ام مکن به عیب ، نگاه

    تو ز من راه راست رفتن خواه

    نقشم از مصلحت ، چنان آمد

    از کژی راستی کمان آمد

    تو فضول از میانه بیرون بر

    گوش خر در خور است با سر خر

    هست شایسته ، گرچت آید خشم

    طاق ابرو برای جفتی چشم

    هر چه او کرده ، عیب او مکنید !

    با بدو نیک ، جز نکو مکنید !

    دست عقل از سخا بنیرو شد

    چشم ، خورشید بین از ابرو شد

    زشت و نیکو به نزد اهل خرد

    سخت نیک است ، ازو نیاید بد

    به خدایی سزا مر او را دان

    شب و شب گیر رو ! مر او را خوان

    آن نکوتر که هر چه زو بینی

    گر چه زشت ، آن همه ، نکو بینی

    روح را از خرد شرف ، او داد

    عفو را از گنه علف او داد

    گر چه باشد گه سوال مجیب

    ندهد گل ، به گل خورنده ، طبیب

    گل عمر کسی که گل خواهد

    کی دهد گلش ، اگر چه دل خواهد

    همه را از طریق حکمت و داد

    آنچه بایست ، بیش از آن ، همه داد

    پیل را پشّه گر بدرّد پوست

    گو بدان ، گوش پشه ران ، با اوست

    درد در عالم ار فراوان است

    هر یکی را هزار درمان است

    نوش دان هر چه زهر او باشد

    لطف دان هر چه قهر او باشد

    باشد از مادران ما بر ما

    هم حجامت نکو و هم خرما

  9. #9
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    تمثیل



    زالکی کرد سر برون ز نهفت

    کشتک خویش ، خشک دید و بگفت :

    کای هم آن نو و هم آن کهن

    رزق بر تست ، هر چه خواهی کن !

    علت رزق تو ، به خوب و به زشت

    گریه ی ابر نیّ و خنده ی کشت

    از هزاران هزار ، به یک تو

    زان که اندک نباشد اندک تو

    شعله ای زو و صد هزار اختر

    قطره ای زو و صد هزار اخضر

    بی سبب رازقی ، یقین دانم

    همه از توست ، نانم و جانم

    مرد نبود کسی که در غم خور

    در یقین باشد از زنی کهتر

  10. #10
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    جهنم کوچه شیاطین
    نوشته ها
    3,563
    تشکر
    3,061
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    پیش فرض

    حکایت



    در مناجات ، پیر شبلی گفت :

    که برون آی از حدیث نهفت

    گفت : گر زان که نبودم دوری

    بدهدم در حدیث ، دستوری

    لمن الملک گوید او به صواب

    بدهم مرو را به صدق ، جواب

    گویم : الیوم مملکت آن راست

    که ز دیّ و پریر می آراست

    تیغ قهر تو سرفرازان را

    سر برد ، پس به سر دهد جان را

    نوش دان بهر سود و سودا را

    حربه ی آفتاب حربا را

    هر چه جز حق ، چو زان گرفتی خشم

    جبرئیلت نیاید اندر چشم

    زان که از حرف «لا» همی به «اله»

    کس نداند که چند باشد راه

    راه ، تا با خودی : هزاران سال

    بروی روز و شب ، یمین و شمال

    پس به آخر چو چشم باز کنی

    کار بر خویشتن دراز کنی

    بی خود ، ار هیچ آیی اندر کار

    یابی اندر دو دم بدین در ، بار

    زین مسافت دو دست عقل تهی است

    وان مسافت ، خدای داند چیست

    ای سکندر ! درین ره آفات

    همچو خضر نبی درین ظلمات،

    زیر پای آر ، گوهر کانت

    تا به دست آید آب حیوانت

    نقش را سال و ماه ، کوفته دار

    مرده انگارش و به جا بگذار

    چون تو فارغ شدی ز نفس لئیم

    برسیدی به خلد و ناز و نعیم

    پیش آنکس که عشق رهبر اوست

    کفر و دین هر دو ، پرده ی در اوست

    هستی دوست ، پیش دیده ی دوست

    پرده ی بارگاه اویی اوست

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنایی با زیردریایی روسی Yuriy Dolgorukiy
    توسط black tornado در انجمن ادوات زميني ادوات دريايي
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 03-12-2012, 12:40
  2. دانلود انیمیشن سامورایی آفریقایی Afro Samurai: Resurrection 2009 Mkv
    توسط ADMIN در انجمن انیمیشن دوبله فارسی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-16-2011, 18:34
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 12-13-2011, 10:30
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 10-11-2011, 00:36

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 2

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

  1. setareh18
  2. مجید17

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •