فرایند مدیریت
خانم مری پارکر فالت مدیریت را هنر انجام دادن کارها از طریق افراد دیگرمیداند من خودم مدیریت را هنر استفاده از علم دیگران می دانم . رابینز نیز درکتابش ( سازمان ، تئوری و طراحی) در باره علم یا هنر بودن مدیریت بحث کرده است البته تعاریف بسیاری از مدیریت توسط اندیشمندان انجام شده است اما به طور کلی یک تعریف مشخص درباره مدیریت وجود ندارد و تنها تعریفنسبتا جامع مدیریت همانطور که در بالا اشاره شد و در کتاب مدیریت (هرجا ازعنوان کتاب مدیریت استفاده شد ، منظور کتاب مدیریت نوشته استونر و فریمن می باشد) اشاره شده است عبارت می باشد از: فرایند برنامه ریزی سازماندهی هدایت و کنترل تلاش های اعضای سازمان واستفاده از همه منابع سازمانی در دسترس برای کسب اهداف سازمانی بیان شده
اجزای تعریف بالا را نقشهای مدیریت می گویند و عبارت است از برنامه ریزی سازماندهی کارمند یابی ( بسیج منابع و امکانات) هدایت و کنترل
البته مینتز برگ برای مدیران 10 نقش و فایول 14 وظیفه را بیان داشته اندکه در جای خود به انها اشاره خواهیم کرد. همینطور ادیزس برای مدیران 4 نقش رامشخص کرده است طبقه بندی های دیگری نیز وجود دارد اما اکثر نویسندگان اعتقاد دارند که 5 نقشی که در بالااشاره شد مهمترین نقش های مدیریت است
برنامه ریزی اشاره دارد به این نکته که مدیران برای رسیدن به اهداف سازمانی از بعضی روش ها و متد ها و برنامه ها استفاده می کنند و به انتظار حوادث نمی نشینند. اولین گام در برنامه ریزی انتخاب هدف است . اهداف در سازمان به دو گونه است اهداف عملیاتی و اهداف استراتژیک. اهداف عملیاتی یا اهداف کوتاه مدت و عملیاتی در دوره های کوتاه مدت اتخاذ می شود و اهداف استراتژیک برای دوره های فراتر از کوتاه مدت. در مورد این اهداف و تفاوت هایشان در بحث برنامه ریزه استراتژیک صحبت کافی انجام خواهد شد.
گام بعدی برنامه ریزی تفصیلی است. پس از مشخص کردن اهداف باید برای دستیابی به انها برنامه ریزی صورت بگیرد.این برنامه ریزی شامل برنامه های بلند مدت – میان مدت – و کوتاه مدت و مشخص کردن سیاست ها - رویه ها و قوانین می شود.
مرحله بعد سازماندهی فعالیت ها است. سازماندهی به معنای مرتب کردن و هماهنگ کردن تلاش ها ، اختصاص منابع کافی ، تعیین اختیارات و سلسله مراتب پاسخگویی در سازمان است. برای مثال سازمان ها باید مشخص کنند که به ساختار تیمی نیازمند هستند ویا الزامات محیط انهارا وادار به استفاده از سیستم بوروکراسی می کند.
استافینگ یا کارمند یابی یکی از مراحل مهم در سازمان است . اکنون به این مرحله در سازمانها مدیریت منابع انسانی می گویند. مدیریت منابع انسانی از ان جهت مهم است که نحوه برخورد با این مهمترین منبع سازمانی با دیگر منابع متفاوت است. زیرا این منبع برخلاف سایر منابع صحبت می کند راه میرود و از همه مهمتر برمبنای نیازها و تفکرات و نگرشش تصمیم می گیرد. بنابراین در این مرحله برای فعالیت های سازمان باید نیروی مناسب جذب و اهتصاص داده شود
هدایت و رهبری از مراحل مهم بعدی است. مدیر سازمان باید انگیزه کارمندانش برای کار را تشخیص دهد و انرا تقویت و هدایت کند. رهبران می دانند که چگونه از زیر دستانشان استفاده کنند .
کنترل اخرین وظیفه مدیر است . مدیر باید بفهمد که در چه هنگام سیستم تحت رهبری او از خط خارج شده و برای رفع مشکل اقدام نماید. این کنترل ها باید مبانی مشخصی داشته باشند و از قبل خط انحراف تعیین شده باشد
Bookmarks