تبلیغات

هرگونه بحث سیاسی و انتخاباتی  ممنوع می باشد.  

 


سلام مهمان گرامي؛

مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

      wmilad آواتار ها  

        wmilad آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    شغل
    نت
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ تنها
    سن شما
    21
    نام کامل
    WMILAD
    سن
    23
    نوشته ها
    589
    تشکر
    80
    تشکر شده 2,929 بار در 550 پست

    پیش فرض سوتی های خفن بعضیا ...

    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

    چند روز پیش کلاس فیزیک بودیم وسطای کلاس معلم گفت سرعت چند بوده منم فکرکردم میگه ساعت چنده ،وقتی کلاس ساکت بود من گفتم 20 دقیقه به هفت
    کل کلاس برگشتن منو نگاه کردن، بیچاره معلم هنگ کرده بود
    .
    .
    .
    یه بار با بچه ها رفته بودیم مسافرت بعد نصف شب خوابم نمیبرد اومدم یه چنتا اس ام اس به دوستام بدم نصفه شبی بد خوابشون کنم یهو اس ام اس آب خوردی آفتابه رو کجا گذاشتیو واسه بابام فرستادم تا اومدم گوشیو خاموش کنم که نره دیدم رفت بعد 6٫5 صبح دیدم یریز داره گوشیم زنگ میخوره منم تو خواب بیداری یهو دیدم شماره بابامه سریع گوشیو برداشتم دیدم بابام داره میگه دلم نیومد بزارم تشنه بخوابی بیدارت کردم بگم آفتابه رو کجا گذاشتم
    .
    .
    .
    یه روز میخاستم به استادم آدرس ایمیلم رو بدم گفتم تبسم آدرنالین خیالی ،
    گفت چی؟؟
    دوباره با اعتماد به نفس و غرور گفتم آدرنالین دیگـــه!!
    بعد وقتی گفت لطفا اسپلش کن!!!
    تازه فهمیدم چه زری زدم !!
    دیگه روم نشد بگم استاد منظورم آندرلاین بوده …
    .
    .
    .
    بابام از مسافرت اومده بود، چند بار زنگ زد، گویا اف اف نگرفته بوده. اومد پایین ما هم رفتیم که کلی‌ باهاش خوشو بش کنیم با قیافهٔ دمق گفت آره منو کلی‌ پشت در نگه داشتین حالا اومدین استقبال، منم عصبانی‌ شدم صاف تو روش نگاه کردم گفتم تقصیر اف اف چیه که ما خرابیم…..‌هی وای من
    .
    .
    .
    یه روز داشتم تلفنی با یکی دوستام دعوا می کردم خیلی از دستش عصبانی بودم وقتی حالم و پرسید به جایه اینکه به کنایه بگم مگه دکتری گفتم مگه دامپزشکی
    .
    .
    .
    یه بار مجبور شدم برم یه مجلس ختمی که مسجدش صندلی نداشت موقعی رسیدم که روضه خون به اوج خوندنش رسیده بود. همون موقع یه نفر از کنار دیوار بلند شد و من جاشو گرفتم و تکیه دادم یه لحظه دنیا دور سرم چرخید و سقف مسجد اومد جلوی نظرم و صدای خنده رفت هوا! دیوار نبود. برزنت بود تو مردونه فرود اومده بودم!
    .
    .
    .
    ابتدایی که بودم ی بار در دستشویی مدرسه رو که یکی توش بود محض مسخره بازی با لگد شکستم و یهو دیدم مسؤل سرویسمون اون تو بودش
    فوری در رفتم

    امضا کاربر

    خدافظ بچه ها
    خدافظ همه من رفتم بای
    شاید بعضی وقتا سر زدم ولی دیگه بای
    capitain.miladre@gmail.com

    capitain.miladre@yahoo.com


  2. # ADS
    لذت تبلیغات را با ما تجربه کنید!
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many
    عینک-آفتابی-مردانه محل تبلیغات شما
     

  3. #2

      Geberias آواتار ها  

        Geberias آنلاین نیست.
    شغل
    خاک کارگاه میخوریم
    محل سکونت
    شمال
    نوشته ها
    46
    تشکر
    231
    تشکر شده 61 بار در 29 پست

    پیش فرض پاسخ : سوتی های خفن بعضیا ...

    یه روز تو دانشگاه تو ساختمون عمران بودیم(میدونید که دختر اونوا نمیاد)دیدیم یه خانم داره میاد.نصف بچه ها اوفتادیم دنبالش که شماره بدیم.آخرش معلوم شد که استادمون بود.نکرد نامردی هممونو فرستاد کمیته انضباطی.
    .
    .
    یه بار هم رفته بودیم توی یکی از این ستادهای انتخاباتی که شیرینی با چای بخوریم.برای اینکه ضایع نشه گفتیم ما مسئول جنبش دانشجویی هستیم.مشغول خوردن بودیم
    که آقای کاندید اومد.فک کن کت و شلوار قهوه ای پوشیده بود با کتانی تایگر(کتونیه فوتسال)!!!تصور کنید داشتم از خنده میترکیدم ولی مجبور شدم نیم ساعت باهاش فک بزنم.
    .
    .
    یارو گیر سوئیچو داخل ماشین جا گذاشته بود جلو مغازمون.منم دیدم زنو بچه همراشونه حس فردین بازی گل کردو براش با سیم درو ماشینو باز کردم.دیدم بجای تشکر یه لبخندی زدو کارتشو در آورد.
    طرف پلیس بود!!!!
    .
    .

    امضا کاربر

    زندگی اون چیزیه که تو فکر میکنی....

  4. 6 کاربر مقابل از این پست Geberias تشکر کرده اند.


  5. #3

      kingwanted آواتار ها  

        kingwanted آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    یه جایی زیر آسمون
    سن شما
    حدود خورده ای
    نوشته ها
    27
    تشکر
    0
    تشکر شده 16 بار در 11 پست

    پیش فرض پاسخ : سوتی های خفن بعضیا ...

    عزیزم وقتی یه مطلبو از جایی کپی میکنی حداقل اصلاحش کن که ضایع نشه

    یه بار مجبور شدم برم یه مجلس ختمی که مسجدش صندلی نداشت موقعی رسیدم که روضه خون به اوج خوندنش رسیده بود. همون موقع یه نفر از کنار دیوار بلند شد و من جاشو گرفتم و تکیه دادم یه لحظه دنیا دور سرم چرخید و سقف مسجد اومد جلوی نظرم و صدای خنده رفت هوا! دیوار نبود. برزنت بود تو مردونه فرود اومده بودم!

  6. 2 کاربر مقابل از این پست kingwanted تشکر کرده اند.



 

آخرین ارسال ها


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •